Talashonline تلاش
صفحه نخست | ديدگاه | گفتگو | نگاه ژرف | فصلنامه تلاش | نشریات
برگشت
 

در این شماره

سردبیر تلاش ـ فرخنده مدرس
 

در موقعیتی که تغییر و دگرگونی کلید رمز بقای مردمی شده است، گام اول یافتن پایگاه استوار تغییر است. پای هیچ دگرگون ساختنی بر هوا نیست. در هیچ گامی به نام تغییر نمی‌توان بر سر شاخ نشست و بن هستی خود را برید. دگرگونی هدف نیست، ابزاریست در خدمت ماندگاری.
پایگاه استوار ما به عنوان ایرانی همان ایران است. با حفظ آن، در چهارچوب آن و با ایستادن بر زمین سخت‌شده از دل هزاره‌های آن می‌توان به ژرفترین دگرگونی‌ها دست یافت.
در طول تاریخ درازش این سرزمین بارها تنها بر گرده غرور مردمانش حفظ شده و دوام آورده است. برای نخستین‌بار با پیروزی انقلاب مشروطه جان‌مایه این سرزمین، این «غرور ملی نگه‌دارنده»، در مفاهیم بنیادین اندیشه سیاسی پیکر گرفت و نخستین قانون اساسی این کشور بر پایه خواست و اراده ملتش که حفظ تمامیت کشور، بازگرداندن استقلال و استقرار حاکمیت ملت در پیکر حکومت قانون بود، نوشته شد. گامی بلند که نه تنها ایران را تکان داد و از مسیر دگرگونی‌های ریشه‌ئی از اعماق قرون وسطائی‌ش به آستانه دوران جدید حاکم بر جهان رساند، بلکه در سایه فرزانگی پدران مشروطیت و نسل بعد، هستی آن را قوام و به موقعیتش در جهان به عنوان یک کشور مستقل ـ آن گونه که عرف و نظم جهان به رسمیت می‌شناخت ـ اعتبار بخشید. با نگاه به این تجربه است که می‌‌گوئیم می‌توان به عمیق‌ترین دگرگونی‌ها دست یافت و از مسیر آن به قوام و دوام هستی این کشور و این ملت افزود.
امروز باز هم برای تغییر نظام سیاسی کشور و این بار به نام تلاش برای استقرار نظامی دمکراتیک، با افکار و نظراتی روبرو هستیم که در آنها تغییر جای هدف نشانده شده و اصل فراموش می‌شود، آن هم در پس استناد نابجا به مفاهیمی کلیدی، تعریف ناقص و بعضاً از اساس نادرست از آنها و بسط‌‌شان به ایران که با موقعیت این کشور از هر نظر بی‌ربط است. اندیشیدن و دست‌زدن به عمل سیاسی اندیشیده شده در حوزه سیاست ضرورت است و الزامی. اندیشه‌ها در در پیکر مفاهیم ریخته شده تا بیان گردند. محدودیت‌های زبانی در بیان بهتر فکر، پدیدآوردن مفاهیم نو، اخذ یا وام‌گرفتن آنها را ناگزیر می‌سازد. اما در پس این اقدام به عنوان پیش‌شرط، به ویژه در حوزه حقوق و سیاست که بیشترین و گسترده‌ترین تماس و اصطحکاک را با هستی و سرنوشت انسانها دارد، یک پایبندی و یک مسئولیت قرار دارد. پایبندی به معنای پایه‌ئی واژه‌ها و توجه به چگونگی تکوین و تاریخ تحولی آنها و فهم‌شان دربافتاری که در آن معنا می‌یابند. نقض این پایبندی اصطلاحاً بی‌ریشه و قالبی کردن مفاهیم نام دارد که بیشتر بکارعامیانه کردن سیاست می‌آید. و مسئولیت؛ در از پیش اندیشیدن و پیش‌بینی کردن در باره چگونگی برخورد و اصطحکاکی است که مفاهیم استنادی، اختراعی و اخذ شده و ایده‌ها و برنامه‌های ریخته شده در آنها با اصل ـ با آن «هستی» ـ می‌یابند. پای هستی باید ایستاد و مردم ایران پای هستی و بقای ایران که همه موجودیت آنها به عنوان ایرانی است، می‌ایستند. بنابر این فراخواندن به این مسئولیت و ضرورت تأملی بیشتر در آن در جائی است که مفاهیم، ایده‌ها و شعارها با موجودیت ایران برخوردی تعارضی و ستیزه‌جویانه می‌یابند نه قوام بخش. برای تأکید دوباره بر این مسئولیت از کلام بابک امیر خسروی یاری می‌گیریم. او در مقاله‌ئی که به درخواست ما برای این شماره تلاش فرستاده است می‌گوید:
«سرگذشت پرماجرای تلاش مردم ایران برای حراست از مرز و بوم میهن ما، تاریخی به مراتب قدیمی‌تر و طولانی‌تر از تاریخ دموکراسی نیم‌بند و زودگذر، در کشور ما دارد. هنوز دموکراسی را بدست نیاورده، بنام آن تمامیت ارضی ایران را به مخاطره نیندازیم و بذل و بخشش نکنیم. سرورانی که به این مساله از راه دموکراسی و به اتکاء تعهّد ما به محترم شمردن نظر مردم نزدیک می‌شوند؛ در نظر نمی‌گیرند که ما، همان قدرکه به رعایت دموکراسی، یعنی حاکمیت ملّت متعّهد هستیم، به مراتب در برابر استقلال و حاکمیت ملّی و به طریق اولی نسبت به تمامیت ارضی ایران که تبلور خواست و اراده تمامی ایرانیان است، نیز مقیدیم.» و ادامه می‌دهد:
«...باید ایرانی باشد تا درچارچوب آن برای تحقق آزادی و دموکراسی به تلاش برخیزیم و عدالت و برابری را برقرار سازیم.»
محور نوشته بابک امیرخسروی در این شماره، بررسی تاریخ مفهوم «حق ملل در تعیین سرنوشت خویش» در اندیشه مارکسیست ـ لنینیست‌ها، به ویژه تعبیرهای لنینی آن و نتایجی که وی از این مفهوم در رابطه با کشورهای گوناگون از جمله ایران است. بابک امیرخسروی در این مقاله نشان می‌دهد که شعار «حق ملل در تعیین سرنوشت خویش» و همچنین به دنبال آن «کثیرالمله» دانستن ایران چگونه و با چه تعبیری ـ که معنائی جز جدائی و تجزیه ایران نداشته است ـ توسط حزب توده ایران به فرهنگ سیاسی ایران منتقل شد و سپس توسط احزاب دیگر چپ تکرار گردید. وی بی‌تردید از سرشناس‌ترین چهره‌های خانواده چپ ایران است که در بازبینی و نقد شعار «حق ملل تعیین سرنوشت خویش» و «کثیرالمله» خواندن ایران و نشان دادن تعارض بنیادین و ستیز آن با اصل تمامیت کشور و استقلال و حاکمیت ملی از پیشگامان بوده است.
ما ـ دست‌ درکاران تلاش ـ در حوزه فعالیت سیاسی ـ نظری خود آموزگاران بسیاری داشته‌ و داریم. سالها پیش هنگامی که بار دیگر فعالیت‌های خود را در تبعید و بر محور ایران از سرگرفتیم، دلبسته ایران اما سرسپرده ایدئولوژی خود، چشم بسته شعارهائی را در قالب‌ مفاهیم نیاندیشیده ـ از جمله حق تعیین سرنوشت را ـ تکرار می‌کردیم. بابک نخستین آموزگار ما بود که از مسیر تلاشهای نظری خود در نقد این شعارها، چشم ما را بر تعارض و تناقضی که با خود و میان این دلبستگی و آن سرسپردگی حمل می‌کردیم، گشود و ما را به تأملی واداشت که تا کنون یک دهه و نیم از آن می‌گذرد. ما خود را همواره وامدار آموزگاران خویش دانسته و لازم می‌دانیم در فرصتی که می‌یابیم سپاس و قدردانی خود را بیان کنیم. ایده انتشار این دفتر که حکایت از توجه دائمی تلاش به مسائل ایران دارد، در عین حال فرصتی را فراهم ساخت تا ما در هر کوشش خود در تنظیم بحثها و تدارک مطالب، دین خود به بابک امیر خسروی را به یاد آوریم و امیدوار باشیم که این شماره پرتو شایسته‌ای از زحمات و تلاشهای خستگی‌ناپذیر نظری وی در دفاع از ایران باشد و یادگاری به نشانه سپاس و قدردانی قلبی ما از او.

جستجو در سامانه

آثـار:
دکتر جمشید بهنام
دکتر محمدرضا خوبروی پاک

برگشت

استفاده از مطالب "تلاش آنلاین" تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجاز است
صفحه نخست | تماس با ما