Talashonline تلاش
صفحه نخست | ديدگاه | گفتگو | نگاه ژرف | فصلنامه تلاش | نشریات
برگشت
 

جشنهای شاهنشاهی

داریوش همایون
 

با انتشار برنامه‌ی جشنهای دوهزار و پانصد ساله‌ی شاهنشاهی ایران به نظر می‌رسد که سرانجام همه‌ی انرژیهای لازم برای برگزاری آبرومندانه‌ی جشن بکار افتاده است. پس از تاخیر و تعویق، اکنون سازمانی وجود دارد و برنامه‌یی و همه چیز حکم می‌کند که فرصت باقیمانده تباه نخواهد شد و کارهای ضروری انجام خواهد گرفت.
در چنین جشنی که از هر جهت تهیه‌هایی که دیده‌اند و هم از جهت تاثیر جهانی آن (کمیته‌هایی که در هرجا به ریاست عالیترین مقامات تشکیل یافته است و کهکشان میهمانان عالیقدری که در تخت‌جمشید گرد خواهند آمد) شخص ناگزیر به یاد می‌آورد که برای جاوید نگهداشتن خاطره‌ی آن چه اندیشیده شده است. موقعیت به اندازه‌ایی استثنایی است که یاد آن روزها باید نسلها در خاطره بماند و تنها در صفحات مطبوعات و کتابها و روی فیلمها نگهداری نشود.
با توجه به اینکه هزینه‌ی جشنها هر اندازه باشد محدود خواهد بود، از دو راه یکی را می‌توان برگزید. یا می‌توان چنان شکوهی به جشنها داد، از طاق‌‌نصرتها و چراغانیها و آتشبازیها و میهمانیها و رژه‌ها و کارناوالها که داستان جشنها سینه به سینه در یاد آیندگان بماند و یا می‌توان جشنهای شاهنشاهی را همچون فرصتی برای ساختن و بهبود بخشیدن زندگی ایرانیان کنونی، و وارثان آن دوهزار و پانصد سال و قرنهای دراز پیش از آن، مغتنم شمرد و از جشنها چنان یادگارهای ماندنی برجای گذاشت که باد و باران بر آنها گزندی نرساند.
نخستین راه آسانتر است و نمایشی‌تر است و امکانات سودجویی در آن بیشتر است و نمدی است که از آن کلاه‌ها پر می‌توان آورد و از اینرو به‌طبع بسیاری مقامات اداری و خصوصی سازگارتر می‌آید. سه سال پیش نیز این مقامات همین راه ساده‌تر را برگزیدند و نمایشها دادند و در آن میانه خود و همگنان خود را برخوردار ساختند و اگر اثر آن صرف کردنها دیری نماند آنها غمی نداشتند و ندارند.
این بار مقیاسها بزرگتر است و همه‌ی امکانات نیک و بد آن فراوانتر. در این اندک وقتی که مانده است باید روشی برگزید متناسب با نیازهای این ملت و شئونات کهن‌ترین شاهنشاهی جهان و این جشنی که همه‌ی دنیا در آن شرکت جسته‌اند.
از این‌سوی و آن‌سوی شنیده می‌شود که جشنهای دوهزار و پانصد ساله‌ی شاهنشاهی را می‌خواهند فرصتی برای ساختن دبستانها و درمانگاههای بیشمار برای توده‌های روستاییان ایرانی، نگهدارندگان جاویدان این سرزمین و این شاهنشاهی، قرار دهند. در سازمان مسئول جشنها این فکر قویا دنبال می‌شود که پولی را که موسسات از دولتی و غیردولتی می‌خواهند به وارد کردن وسائل چراغانی و آتشباری اختصاص دهند در ساختن موسساتی هزینه کنند که سالها و سالها در خدمت فرزندان این کشور قرار گیرد و یاد جشن بزرگ سال 1350 را زنده نگهدارد. می‌خواهند به جای دور ریختن پولهایی که هرچه مصرف توسعه‌ی این ملت شود کم شده است، یک جنبش آبادانی در گوشه و کنار سرزمین ما آغاز کنند.
در این اندیشه هم خردمندی هست، هم مردمی و هم جسارت. آنها قالبهای فکری معمول را به دور انداخته‌اند و شیوه‌ی بی‌تظاهرتر را برگزیده‌اند و پیشبردن شخص خود را فدای پیشبرد امر شاهنشاهی ایران، یعنی امر توسعه و آبادانی ایران، کرده‌اند سزاوار ستایش‌اند. آنها بهتر از مسئولان گذشته به نیات کسی که عمر و زندگی خود را بر سر این آب و خاک گذاشته است پی برده‌اند.
روزنامه‌نگاران و فیلمبرداران خارجی که سال آینده به ایران می‌آیند ممکن است از جلال نورها و رنگها و منظره‌ها خیره نشوند. در گزارشهای آنها ممکن است شکوه پرخرج‌ترین مراسم عصر منعکس نگردد. اما آنها بهرجا قدام گذارند چهره‌های راضی و شادمانه مردم عادی را در برابر خواهند یافت. خواهند دید که جشنهای شاهنشاهی جشن مردم کوچه و بازار و شهر و روستا شده است. از این و آن خواهند شنید که چه بهره‌برداری از این جشن به خاطر بهتر کردن زندگی مرد و زن معمولی ایرانی شده است.
آنها نیر، مانند همه‌ی ایرانیان، محتوای واقعی جشنهای شاهنشاهی را در خواهند یافت. با همه‌ی عظمت مراسم، این صرفا یک جشن بزرگان نخواهد بود و مردم در آن نقشی بسیار بیش از تماشاگر خواهند داشت. این بار شرکت آنان در جشن صرفا جنبه‌ی عاطفی نخواهد داشت. نه تنها غرور ملی آنان، بلکه بسیاری از نیازمندیهای‌شان نیز ارضا خواهد شد. برای این مردمی که از همان دوهزار و پانصد سال پیش و پیش از آن، حاملهای اصلی هر پیروزی نظامی و سیاسی و فرهنگی بوده‌اند و مجموع سهم‌های فردی اندکشان حاصل جمع تاریخ کم مانند ایران را ساخته است، جشنهای بزرگ سال آینده مفهومی تازه و دیگر خواهد یافت.
این جشنها بدین ترتیب می‌روند که سرآغازی نو در برخورد ما با مسائل عمومی و اجتماعی باشد. اگر روحیه‌یی که بر جشنها حکومت خواهد کرد چنان باشد که گفتگوی آن شده است، از آن پس می‌توان امیدوار بود که در همه جا و همه وقت، در همه‌ی فرصتها، تکیه برمردمان و نیازهای آنها و شرکت دادن با همه‌ی دل و جان آنها، نهاده شود. حالت تشریفاتی جای خود را به سادگی و گرمی خود بخود بدهد. فاصله‌ها از میانه برخیزد، شور داوطبانه بردستور اداری چیره شود. صورت ظاهر قربانی معنای باطن گردد. دید سطحی به ملاحظه‌ی عمقی تبدیل شود. کارها را آسان نگیرند و راه حلهای دشوارتر، اما اساسی‌تر را برگزینند.

روزنامه آیندگان ـ یکشنبه 4 بهمن 1349

جستجو در سامانه


برگشت

استفاده از مطالب "تلاش آنلاین" تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجاز است
صفحه نخست | تماس با ما