سرآمدان رژیم که نقش میانجی را در برخوردهای داخل رژیم بازی می کردند، هر روز اعتبار و کارآیی خود را بیش از بیش از دست می دهند. مدت هاست که رهبر رژیم اعتبار خود را برای ایفای چنین نقشی از دست داده است. رئیس شورای مصلحت نظام چنان زخم برداشته و چنان مورد نفرت بخشی از حاکمیت است که او نیز در شرایط کنونی، قادر به اقدام مهمی نیست.
يكى از ويژگى هاى همايون، شهامت گفتارى و كردارى اوست كه در سراسر زندگى با او همراه بوده و در «زندگينامه»اش نيز بازتابيده است. شهامتى كه گاه او را به كژراهه ها كشانده ولى گاه نيز با تكيه به اعتماد به نفس قوى، او را به پروازهاى بلند برده است.
ما با یک جریان سکولار در بین روشنفکران دین باور روبه رو هستیم. اعضای این جریان فکری خود عموما کسانی هستند که ظرف ۳۱ سال گذشته در مهندسی انقلاب و تاسیس و تداوم حکومت اسلامی نقش داشته اند. اما با دیدن نتیجهها و پی آمدهای واقعی انحصار قدرت در حکومت ولایی تجدید نظر در نظریه حکومت اسلامی را پذیرفته اند.
22 بهمن ما شاید نتوانستیم بیشترین توانمان را نشان دهیم، اما بیشترین توان رژیم را در به دست گرفتن خیابان ها دیدیم و یکی از بدترین چهره های یک حکومت نظامی را به رسانه های بین المللی نشان دادیم.
ملت ما می خواهد معلمان کشور بابت درخواست حقوق خود کتک نخورند، کارگران بابت درخواست حق خود مورد تهاجم قرار نگیرند و زنان بابت درخواست رفع تبعیض مورد هجوم تهمت های گوناگون قرار نگیرند
برای تفاهم چاره ای جز پذیرفتن اصطلاحات و تعریف های جهانروا universal و به مهر سازمان ملل متحد و امضای نزدیک 200 دولت رسیده، و مذاکره بر چنان بنیاد هائی نداریم
به هرحال از آنجا که اصل نظریة ولایت فقیه از نظر عقلی و نقلی (منابع دینی یعنی قرآن و سنت) بر بنیادی نااستوار بنا شده است، در نظر و عمل گرفتار انواع تناقضها (تناقضاتی به گمان من غیرقابل حل) و چالشها است و تجربه سی ساله تا حدود زیادی ذات و طول و عرض و فرجام عملی و بنبستهای مدل دینی حکومت اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه را آشکار کرده است.
داریم با سرزمین خودمان رفتار قرن هجدهمی می کنیم یعنی دو قرن از مدرنیسم واقعی عقبیم. یکی از مزایای مدرنیته این است که مدام خود را نقد می کند و اصلاح می شود اما ما سنت مان مدرن شده است؛ سنتی که نقدش نمی کنیم اما مدام به آن ناسزا می گوییم. در مقابل طوری راجع به مدرنیسم غرب حرف می زنیم که گویی درباره مقدسات سخن می گوییم.
اقليت محضی از فقها به ولايت فقيه و اقليت کوچکتری قائل به نظريه ولايت مطلقه فقيه هستند. اکثر فقهای شيعه به اين نظر باور ندارند. چه در ميان فقهای معاصر چه در ميان فقهای گذشته. يکی از بزرگترين فقيهانی که درباره ولايت فقيه صريحا اظهار نظر کرده است و بی شک سواد او از تمام فقهای معاصر اعم از رهبر و بنيانگذار و ادامه دهنده و مراجع بالاتر است ....مرحوم آخوند ملا محمد کاظم خراسانی صاحب کفایة الاصول است. ....ايشان رهبر دين نهضت مشروطه بوده است و مطلقا به ولايت فقيه قائل نبوده است. درست بر خلاف مرحوم آيت الله خمينی که به ولايت مطلقه فقيه قائل بودند ايشان حتی در حوزه عمومی، در امور حسبيه هم به ولايت فقيه قائل نبودند. معتقدند و صريحا نوشته اند در زمان غيبت حکومت از آن جمهور مسلمين است. از اين صريحتر؟
ماکیاولی در ادامه جمله نخست از فصل یکم وقتی گفت دولت ها دو نوع هستند یا جمهوری یا شهریاری اضافه می کند؛ «شهریاری ها یا از پدر به پدر ارث رسیده اند یا نوبنیاد هستند.
ماکیاولی در آن دوران در بیرون از فلورانس در تکه زمین کوچکی که داشت کار می کرد و هر روز لباس کار می پوشید و در گل و لای و بعد به قهوه خانه می رفت و با آدم های معمولی تا عصر روزگار می گذراند و عصر به خانه برمی گشت و لباس های انباشته از گل و لای را از تن درمی آورد و لباس فاخر رومیان کهن را می پوشید و به حجره کار خود وارد می شد و در آنجا به مدت چهار ساعت با بزرگان به گفت وگو می پرداخت و از آنها یاد می گرفت که چه گفته اند و به چه ترتیبی سیاست را دیده اند و عمل و کارهای گذشتگان را از نوشته های آنها یاد می گرفت.
ماکیاولی بسیار پیچیده و در عین حال آسان است؛ آسان است برای کسی که بتواند در ماهیت و طبیعت اندیشه او وارد شود و از سویی مشکل است برای کسی که از بیرون مناسبات به او نگاه کند و به ویژه اینکه اگر بخواهیم ماکیاولی را از طریق نوشته های اخلاقی یا نیمه دینی اخلاقی مورد بررسی قرار دهیم که عمده نوشته ها بدین گونه است.